معرفی متنی کتاب

📚روزهای برفی
✍قاسمعلی فراست
🗞انتشارات مدرسه
🔰کتاب «روزهای برفی» نوشتهی قاسمعلی فراست، در سال ۱۳۹۱ برای هشتمین مرتبه در انتشارات مدرسه چاپ شده است.
🔰این کتاب داستان پسربچهای روستایی است؛ روایتی از رویدادها و اتفاقاتی از زندگی «یدالله» در مدرسه و روابط او با دوستان و مسئولان مدرسه در دورهی پهلوی است.
↩در بخشی از داستان این کتاب میخوانیم:
🔰«ناظم قدمزنان او را تا پشت کلاسهای مدرسه-زمین والیبال-برد. حرفهایش را گوش داد و بعد هم پولی را که یدالله نفهمید چقدر است، در جیبش فرو کرد… . ناظم پول را که داد، گفت: «از خانهی آقا و آقای احمدی چه خبر؟»
و یدالله که لب باز کرد، روبهرویش دبیر ریاضی را دید که محو تماشایش بود و هنوز از فکر دیدن دبیر بیرون نیامده بود که مرتضی هم سر رسید. دهان یدالله با دیدن آنها بسته شد و پایش از همپایی با ناظم بازایستاد. …
و ناظم سؤالش را تکرار کرد:
-از خانهی آقای احمدی و آقا چه خبر؟
یدالله خواست بگوید باشد برای بعد و پول را بردارد و تا گاراژ بدود. …
و وقتی یادش آمد که آن روز رودروی دبیر ریاضی ایستاد و خشمگین گفت که خبرچینی او و مرتضی را کرده است، از خود متنفر شد و احساس حقارت کرد. و…»
هدی میارنعیمی، سرپرست کتابخانه شهید خلبان علی معصومی
کتابخانه عمومی شهرستان کلاردشت با زیر بنای 300 متر در سال 1376 افتتاح شد . نام کتابخانه در سال 1390 به کتابخانه شهید خلبان علی معصومی کلاردشت تغییر یافت. در سال 1391 و 1402، بخش مرجع و کودک به کتابخانه اضافه شد و بنای کتابخانه به 374 متر افزایش یافت. همچنین دارای بخش کودک مستقل همراه با 3825 نسخه کتاب در حوزه کودک به همراه بازیهای آموزشی که در اختیار کودکان قرار میگیرد میباشد .